نزدیک شدن به تولدت
سلام مامانم، عشقم، زندگیم.2 روز بیشتر به تولد قشنگت نمونده عزیزم. پرم از هیجان و استرس و خوشحالی. خدایا هیچ کاری نکردم و چقد کار دارم. کلی استرس گرفتم. شاید خنده ات بگیره. آخه تولدت شلوغ نیست. 18 نفر بیشتر نیستیم. (22 نفر بودیم ولی دیروز مامان عمو مصطفی «مادرشوهر خاله ی بابایی» فوت کرد واسه همین خاله زهرا اینا احتمال زیاد نمیان) ولی عادته. هرکاری کنم ، بازم م نمیتونم ترکش کنم. وقتی مهمانی دارم، یه 2 نفر چه 60 نفر، کلی استرس بهم وارد میشه که بتونم به نحو احسن از مهمانها پذیرایی کنم. کلی برنامه و تزیین و دسر دارم. نمیدونم میتونم انجام بدم یا نه. خدایا خودت کمکم کن.پریروز رفتیم آتلیه.هنوز نگر...



